ابراهيم عاملي ( موثق )

413

تفسير عاملي ( فارسي )

لب بشكر خنده بياراسته امّت خود را بدعا خواسته پشت قوى گشته از آن بارگاه روى درآورد بدين كارگاه زان سفر عشق نياز آمده در نفسى رفته و باز آمده مثنوى در دفتر چهارم حكايت نمودن جبرئيل خود را بپيغمبر ( ص ) به صورت اصلى خود اشاره به اين قضّيه ى معراج كرده است : احمد ار بگشايد آن پرّ جليل تا ابد مدهوش باشد جبرئيل چون گذشت احمد ز سدره مرصدش در مقام جبرئيل و از حدش گفت او را هين بپر اندر پيم گفت رو رو كه حريف تو نيم باز گفتا كز پيم آى و مايست گفت رو زين پس مرا دستور نيست باز گفت او را بيار اى پرده سوز من باوج خود نرفتسم هنوز گفت بيرون زين حدّ اى خوش فرّ من گر زنم پرّى بسوزد پرّ من « بارَكْنا حَوْلَه لِنُرِيَه مِنْ آياتِنا » عموم مفسّرين در معنى اين دو جمله چنين گفته‌اند : دور و بر مسجد بيت المقدس را مبارك كرديم براى اينكه آب و درخت زياد در اطراف آن سرزمين هست كه مايه ى بركت مادّى است و هم پيغمبران در آنجا پيدا شدند كه وسيله ى رهبرى و بركت معنوى براى مردم بودند . و مقصود از جمله ى دوم همانها است كه پيغمبر در آن شب ديد و نقل كرد كه در احاديث معراج گفته‌اند « أَلَّا تَتَّخِذُوا » 2 مجمع : ابو عمرو « يتّخذوا » با ياء به صيغه ى غايب خوانده است . « ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّه كانَ عَبْداً شَكُوراً » 3 تبيان : يعنى اى اولاد آن مردم كه با نوح بكشتى سوار كرديم بدانيد كه نوح بنده اى سپاسگزار بود ، و بعضى گفته‌اند : مربوط بجمله ى جلو است يعنى اولاد آن مردم را بجاى من و كيل و پشتيبان خود قرار ندهيد . نيشابورى : جمله ى « إِنَّه كانَ عَبْداً شَكُوراً » بمنزله ى علَّت است براى « أَلَّا تَتَّخِذُوا » يعنى چون نوح خود بنده ى شكر گزار بود ، پس مثل عزير و عيسى را كه